زینب برخورداری، پژوهشگر همکار بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی و نویسنده کتاب دیدهشدن و تماشاشدن؛ همتایان دروغین، به مناسبت ۸ آبان، روز نوجوان، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در مشهد، به تبیین تفاوت دیدهشدن و تماشاشدن و نقش خانواده، مدرسه و شبکههای اجتماعی در شکلگیری احساس ارزشمندی نوجوانان پرداخت.
وی با اشاره به اهمیت توجه به نیاز نوجوانان برای دیدهشدن، بر ضرورت تمایز میان شناخت واقعی شخصیت نوجوان و وابستهکردن احساس ارزشمندی او به تأیید دیگران تأکید کرد.
تفاوت دیدهشدن و تماشاشدن در زندگی نوجوان
برخورداری در پاسخ به این پرسش که نوجوان چه زمانی واقعاً دیده میشود و چه زمانی صرفاً در معرض تماشا قرار میگیرد، اظهار داشت: دیدهشدن امری فعالانه است و نشاندهنده تلاش فرد برای معرفی خود بهعنوان انسانی ارزشمند، بدون مبالغه، است؛ در مقابل، تماشاشدن وضعیتی منفعلانه است که فرد در آن، کالبد و امور ظاهری خود را برای جلب پسند دیگران به نمایش میگذارد.
وی افزود: نیاز اصیل هر انسانی دیدهشدن است و نوجوان نیز به همین نوع توجه نیاز دارد؛ اما گرفتارشدن در دام تماشاشدن، او را از پیامدهای لازم و ضروری دیدهشدن محروم میکند. بنابراین، برای پاسخگویی به نیاز نوجوان به توجه، ابتدا باید این دو وضعیت را از یکدیگر تشخیص داد.
نویسنده کتاب دیدهشدن و تماشاشدن درباره چگونگی تشخیص حضور سازنده نوجوان در شبکههای اجتماعی گفت: برای تشخیص این موضوع باید به سه عامل انگیزه نوجوان، نوع محتوایی که منتشر میکند و تأثیر حضور در شبکههای اجتماعی بر او توجه کرد.
وی ادامه داد: اگر نوجوان از این فضا برای بیان علاقهها و تواناییهای خود، یادگیری، برقراری ارتباط معنادار و شناخت بهتر خویشتن استفاده کند و ارزش فعالیتهایش را صرفاً با تعداد پسندها و نظرها نسنجد، حضور او در شبکههای اجتماعی بیشتر به دیدهشدن و رشدش کمک میکند.
برخورداری تصریح کرد: اگر هدف اصلی نوجوان جلب توجه باشد، خود را پیوسته با دیگران مقایسه کند و برای پسندیدهشدن، ظاهر یا رفتار مورد پسند دیگران را به نمایش بگذارد، بیشتر در وضعیت تماشاشدن قرار گرفته است. وابستهشدن حال خوب و احساس ارزشمندی به تعداد دنبالکنندهها و واکنشهای دیگران نیز از نشانههای این وضعیت است.
وی خاطرنشان کرد: معیار مهم آن است که نوجوان بتواند حتی بدون تأیید و توجه دیگران، نسبت به هویت و ارزش خود احساس اطمینان داشته باشد.
این پژوهشگر همکار بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی در پاسخ به پرسشی درباره فاصله میان آگاهی والدین از زندگی نوجوان و احساس شناختهشدن او اظهار داشت: اطلاع و شناخت، درجات مختلفی دارد و باید مشخص شود والدین تا چه اندازه و از کدام بخشهای زندگی نوجوان خود آگاهی دارند؛ زیرا شناخت استعدادهای نوجوان با شناخت علاقهها، خلقیات و روحیات او یکسان نیست.
وی افزود: درباره شناخت نوجوان از خودش نیز نباید گرفتار نگاه صفر و صدی شد. هنگامی که نوجوان میگوید خودم را میشناسم، این گفته به معنای شناخت صددرصدی نیست؛ چراکه خودشناسی نیز قابل بررسی و گسترش است.
برخورداری با تأکید بر ضرورت تفکیک ابعاد شناخت در روابط والدین و نوجوانان بیان کرد: در شناخت والدین از نوجوان و شناخت نوجوان از خود، با مسائل متعددی روبهرو هستیم و سادهانگاری و تبدیل همه این مسائل به یک موضوع واحد، ممکن است در مسیر حل آنها بنبست ایجاد کند.
وی خاطرنشان کرد: باید ابعاد شناخت را از یکدیگر تفکیک کرد و دقیقتر پرسید که شناخت در چه زمینهای وجود دارد و در کدام زمینه به شناخت بیشتری نیاز است. توجه به این تفکیک میتواند به کاهش فاصله میان دو نسل و دستیابی به تفاهم کمک کند.
نویسنده کتاب دیدهشدن و تماشاشدن درباره نقش والدین و مربیان در تقویت احساس ارزشمندی نوجوانان گفت: در تربیت اخلاقی و دینی، باید استقلال و تفاوتهای نوجوان را در نظر گرفت. بزرگترها لازم است به افکار، احساسات و دلایل انتخاب او توجه کنند، با حوصله به پرسشها و مخالفتهایش گوش دهند و بهجای سرزنش یا تحمیل نظر خود، از گفتوگو و استدلال بهره بگیرند.
وی افزود: میتوان برای رفتارهای نوجوان، حدومرزهای روشن و متناسب تعیین کرد و در عین حال، به او فرصت داد نظرش را بیان کند، در انتخابهای متناسب با سن خود مشارکت داشته باشد و پیامدهای انتخابهایش را بیاموزد.
برخورداری ادامه داد: بزرگترها میتوانند از نوجوان بپرسند که آیا هنگام همنظر نبودن با آنان نیز میتواند بهراحتی نظر خود را بیان کند. پس از آن، باید با رفتار خود نشان دهند که پاسخ صادقانه نوجوان را میپذیرند.
وی تصریح کرد: اگر محبت، احترام و توجه بزرگترها هنگام پرسش، اشتباه یا مخالفت نوجوان نیز پایدار بماند و تحسین او فقط به زمانهایی محدود نشود که مطابق خواسته آنان رفتار میکند، نوجوان کمتر احساس میکند ارزشمندبودنش به شبیهشدن به بزرگترها وابسته است. در چنین فضایی، مربی میتواند نوجوان را به بیان دلایل و استدلالهای خود هدایت کند.
این پژوهشگر در تبیین نقش مدرسه و محیطهای تربیتی در تقویت احساس ارزشمندی نوجوانان اظهار داشت: گام نخست، آگاهی و شناخت و گام بعد، یادگیری مهارت است. اولیا و مربیان ابتدا باید تفاوت دیدهشدن و تماشاشدن را بشناسند و سپس مهارت تشخیص این دو و هدایت نوجوان به مسیر حقیقی دیدهشدن را بیاموزند.
وی آموزش معلمان در دورههای ضمن خدمت، بهویژه در مدارس کمبرخوردار، را از راهکارهای کمککننده در این زمینه دانست و افزود: مربیان در این آموزشها میآموزند چگونه با تعامل سازنده، زمینه شکوفایی استعدادهای واقعی نوجوان را فراهم کنند. در چنین تعاملی، خود نوجوان نیز در شناخت و پرورش تواناییهایش مشارکت خواهد داشت.
برخورداری تأکید کرد: فرصت مشارکت و اثرگذاری باید برای همه دانشآموزان فراهم شود و به افراد پرطرفدار یا کسانی که بیشتر خود را به نمایش میگذارند، محدود نماند. همچنین در کنار موفقیت درسی، باید به همکاری، مسئولیتپذیری و احترام نیز توجه کرد و این ویژگیها را ارزشمند شمرد.
نویسنده کتاب دیدهشدن و تماشاشدن درباره اقدامات ضروری خانوادهها برای تقویت احساس ارزشمندی نوجوانان گفت: والدین ابتدا باید تفاوت دیدهشدن و تماشاشدن را بشناسند و بهجای سوقدادن مداوم نوجوان به توجه به ظاهر و جلب نظر دیگران، تلاش، صداقت، مهربانی و تواناییهای او را ببینند و به زبان بیاورند.
وی افزود: این رویکرد، در کنار فراهمکردن فرصت مشارکت و اثرگذاری، کمک میکند نوجوان برای دیدهشدن ناچار به نقشبازیکردن، پنهانکاری یا جلب توجه به هر شکل ممکن نشود.
برخورداری همچنین با تأکید بر نقش خود نوجوان در این مسیر اظهار داشت: نوجوان باید از دام تماشاشدن آگاه باشد، ارزش خود را با ظاهر، فیلترها و واکنش دیگران نسنجد، تواناییها و ویژگیهای انسانیاش را بشناسد و با خودش مهربانتر باشد.
وی در پایان، از نشانههای موفقیت در این مسیر را کاهش ترس نوجوان از قضاوت و آشکارشدن اشتباههایش دانست و گفت: نوجوان باید بتواند راحتتر درباره احساسات و اشتباههای خود صحبت کند و حتی زمانی که تحسین یا توجهی دریافت نمیکند، احساس ارزشمندیاش را حفظ کند؛ به این معنا که احساس کند واقعاً شنیده میشود، به حساب میآید و فرصت رشد دارد.
انتهای پیام/











نظر شما